|
پرپروک | ||
|
شما لازم نيست يك متخصص رشد كودك باشيد تا بتوانيد بهترين زمينه رشد و تكامل را براي كودك خود فراهم كنيد. جديدترين تحقيقات نشان داده اند كه مهمترين فاكتورهاي لازم براي رشد كودك، همان چيزهايي هستند كه ما همواره مي دانسته ايم: عشق، توجه و مراقبتهاي اوليه، مهمترين مواردي هستند كه كودك شما مي خواهد و بدانها نياز دارد. براي كمك به كودك جهت شكوفا كردن حداكثر تواناييهاي بالقوه اش، هشت مورد زير را رعايت كنيد:
عشق خود را به او نشان دهيد؛اين توصيه، بديهي و در عين حال صحيح است: كودكان براي زندگي به عشق نياز دارند. حمايت و مراقبت عاطفي شما، مبنايي مطمئن را براي كودك فراهم مي سازد تا بتواند در دنياي اطرافش، با اطمينان خاطر به جستجو بپردازد. اين مورد، صرفا يك توصيه احساسي نيست؛ شواهد علمي محكمي وجود دارند كه نشان مي دهند ابراز عشق، توجه و محبت در سالهاي اول زندگي كودك، تاثير مستقيم و قابل توجهي بر رشد فيزيكي، روحي و عاطفي كودك دارد. ابراز علاقه و روابط عاشقانه حتي موجب رشد مغز كودك مي شوند. چگونه مي توانيد عشق و علاقه خود را به كودك نشان دهيد؟ در هر فرصتي او را در آغوش بگيريد، نوازش كنيد، تشويق نمائيد، به حرفهايش گوش دهيد و با او بازي كنيد. همچنين هرگاه كودك شما به آرامش و توجه نياز دارد، بايد به اين نياز او نيز پاسخ دهيد؛ برخلاف باور عامه، متخصصين معتقدند كه ابراز عشق، موجب لوس شدن كودك نمي شود. بهتر است هر وقت كودك شما آشفته يا مضطرب است، در كنار او باشيد و به او كمك كنيد، زيرا اين كار موجب مي شود كه احساس اعتماد كند و همچنين پيوند عاطفي قدرتمندي بين شما شكل گيرد. همچنين توجه به نياز كودك براي مورد توجه واقع شدن، در زمان شادي و خوشحالي او نيز بسيار اهميت دارد. به نيازهاي اوليه كودك خود توجه كنيد؛براي اينكه كودك بتواند تمام انرژي خود را صرف يادگيري و رشد كند، بايد تغذيه اي مناسب داشته باشد؛ رژيمهاي غذايي كه سطح پروتئين، ويتامين و مواد معدني در آنها بسيار پايين باشد، همچنين ميزان كالري آنها بسيار كم يا بسيار زياد باشد، ممكن است سرعت رشد كودك را كاهش داده يا حتي بر ضريب هوشي او، تاثير منفي بگذارد. همچنين او بايد سالم بوده، استراحت كافي داشته و احساس آرامش كند؛ اگر پوشك او براي مدتي طولاني تعويض نشود يا او به عفونت گوش مبتلا شود، مقدار زيادي از انرژي خود را از دست مي دهد. براي اطمينان از سلامتي كودك، معاينات منظم پزشكي را فراموش نكنيد، واكسيناسيون او را بطور مرتب انجام دهيد و مراقب باشيد كه او به اندازه كافي بخوابد. در مرحله خواب REM (مرحله اي از خواب كه شامل حركات سريع چشم است)، سلولهاي مغزي كودك، پيوندهاي عصبي مهمي را بين هم برقرار مي كنند. اين پيوندهاي عصبي كه سيناپس ناميده مي شوند، در واقع مسيرهاي عصبي هستند كه امكان يادگيري، حركت و فكر كردن را براي كودك فراهم مي كنند. سيناپسها نقشي كليدي در درك كودك از آنچه در دنياي اطراف خود مي بيند، مي شنود، مي چشَد، و لمس و بو مي كند، دارند. اگر در مورد الگوي خواب يا خوراك كودك خود نگران هستيد، با پزشك او صحبت كنيد. با كودك خود حرف بزنيد؛تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدين آنها در دوران خردسالي با آنها زياد حرف مي زده اند، ضريب هوشي بالاتر و دامنه لغات وسيع تري (در مقايسه با كودكاني كه والدين آنها، زمان زيادي را براي حرف زدن با نوزادانشان اختصاص نمي داده اند) دارند. اگر نمي دانيد كه در مورد چه چيزي با كودك خود حرف بزنيد، يا فرزند شما هنوز آنقدر بزرگ نشده است كه بتواند با شما صحبت كند، مي توانيد كارهايي را كه انجام مي دهيد براي او توضيح دهيد: «مامان داره آب گرم توي وان حمام مي ريزه تا تو رو تميز كنه». از حرف زدن به زبان كودك (زدن حرفهاي نامفهوم و بي معني) خودداري كنيد. كودك شما تنها در صورتي مي تواند مهارتهاي زباني را به خوبي فرا بگيرد كه شما به درستي با او صحبت كنيد. براي كودك خود كتاب بخوانيد:پس از حرف زدن، كتاب خواندن با صداي بلند براي كودك يكي از مهمترين كارهايي است كه مي توانيد براي افزايش دامنه لغات او، تحريك تخيلات و تصورات او و ارتقاي مهارتهاي زباني او انجام دهيد. در اين حالت شما امكان برقراري ارتباط نزديكتر با كودك و افزايش مهارتهاي اجتماعي او را نيز داريد. كارشناسان خواندن كتاب با صداي بلند به صورت روزانه را توصيه مي كند. البته لازم نيست كه همواره از كتابهاي كودكان استفاده كنيد. حتي اگر در حال مطالعه يك مجله يا روزنامه هم هستيد، آن را با صداي بلند بخوانيد تا كودك شما نيز از شنيدن آن لذت ببرد. حواس پنج گانه او را تحريك كنيد؛افراد، مكانها و اشيا بايد در برابر ديد كودك شما قرار گيرند تا او بتواند در مورد آنها اطلاعات كسب كند. هر رابطه اي كه او با محيط اطرافش برقرار مي كند، اطلاعات جديدي پيرامون محيط اطراف و وضعيت خودش در اين محيط، به او مي دهد. مطالعات نشان مي دهند كودكاني كه در يك محيط غني (پُر از چيزهاي جديد كه تجربه هاي جديدي را براي كودك فراهم آورده و حواس او را تحريك كند) رشد مي كنند، مغز فعالتر و بزرگتري دارند (نسبت به كودكاني كه در محيطي زندگي مي كنند كه تحريكات حسي كافي در آنها وجود ندارد). البته شما نبايد حواس كودك را بيست و چهار ساعته بمباران كنيد، همچنين نبايد همه حواس او را يكباره تحريك كنيد؛ زيرا كودك ممكن است دچار "تحريك بيش از حد" شود. شما صرفا بايد اين امكان را براي كودك فراهم كنيد كه اسباب بازيها و اشيا مختلفي را تجربه كند. اشيا و اسباب بازيها را با شكلها، رنگها، صداها و وزنهاي مختلف براي او انتخاب كنيد. بازيهاي تعاملي و موزيكال را با همديگر انجام دهيد، با هم براي خريد برويد، و اجازه دهيد كه كودك شما با افراد جديد برخورد كند. حتي ساده ترين كارهاي روزمره نيز مي تواند مغز او را براي رشد بيشتر، تحريك كند. همچنين بايد موقعيت و فضاي كافي جهت جستجو و گشت زدن در محيط اطراف را براي كودك خود فراهم كنيد. كودكان به فضاي كافي براي حركت چهار دست و پا، راه رفتن و دويدن نياز دارند تا بتوانند ماهيچه هاي خود را تقويت كنند، تعادل مناسب براي بدن خود را به دست آورند و اعضاي خود را با يكديگر هماهنگ كنند. همچنين جستجوي آزادانه در محيطهاي امن (كه همواره با "نه"، "نكن" و "به اين دست نزن" مواجه نشوند) نيز مي تواند براي آنها بسيار مفيد باشد. خانه خود (يا حداقل اطاقهاي عمومي آن را) براي كودك ايمن كنيد. اشيا خطرناك را از دسترس كودك دور كرده و چيزهاي بي خطر و جالب به او بدهيد. مثلا، از قفل كودك بر روي همه كابينتهاي آشپزخانه استفاده كنيد، اما در يكي از كابينتها را آزاد بگذاريد و كاسه ها ي پلاستيكي، قاشقهاي چوبي، و قوري و ماهيتابه هايي را كه بازي با آنها براي كودك شما بي خطر است، در اين كابينت قرار دهيد. بازيهاي جديد و هيجان انگيزي براي كودك تدارك ببينيد كه كمي پيچيده بوده و استفاده از آنها به كمي تلاش نياز دارد؛شما نبايد با خريدن اسباب بازيها و اشيائي كه استفاده از آنها فراتر از توان و مهارتهاي فعلي كودك شماست، او را نااميد و سرخورده كنيد؛ اما اندكي كشمكش و تلاش هم مي تواند كمك بزرگي براي رشد فردي او باشد. هرگاه كودك شما نتواند يك كار را به سادگي انجام دهد، سعي خواهد كرد راه جديدي براي انجام دادن آن پيدا كند. در واقع اين كار به "فرآيند حل مساله" شبيه است كه منجر به افزايش مهارتهاي ذهني او و بهتر شدن عملكرد مغز او مي شود. مثلا اگر او در حال تلاش براي باز كردن در يك جعبه است، فورا به كمك او نرويد. اجازه بدهيد او تلاش خود را بكند. اگر او در اينكار موفق نبود يا خسته شد ، به او نشان بدهيد كه در جعبه چگونه باز مي شود، اما سپس يك جعبه در بسته ديگر در اختيارش بگذاريد تا او مجددا براي باز كردن آن تلاش كند. مراقب خودتان باشيد؛والديني كه افسرده، مضطرب يا آشفته باشند معمولا نمي توانند به سرعت و با حساسيت به نيازهاي كودك خود پاسخ دهند. مطالعات نشان مي دهند كه الگوي فعاليت مغزي در كودكاني كه مادران آنها افسردگي مزمن و باليني داشته اند، غيرطبيعي بوده است و در نتيجه مي توان اين فرضيه را مطرح ساخت كه اين كودكان نيز از افسردگي رنج مي برده اند. اگر احساس افسردگي يا خستگي مفرط مي كنيد، راهي براي تقسيم كارهاي منزل و مسووليتهاي مربوط به نگهداري از كودك يا همسر خود پيدا كنيد. اگر همسرتان با شما زندگي نمي كند، سعي كنيد همراه افرادي زندگي كنيد كه بتوانند حمايت و كمكهاي خود را به شما عرضه كنند. هر از چند گاهي نيز زماني را به خودتان اختصاص دهيد و جداي از كودك بگذرانيد. مادر يا پدر بودن (خصوصا يك مادر يا پدر وظيفه شناس و فعال بودن) بسيار خسته كننده است و شما بايد زماني را براي استراحت صرف كنيد تا بتوانيد براي ادامه زندگي آماده شويد. يك گزينه مناسب براي نگهداري از كودك پيدا كنيد؛اگر شما شاغل هستيد و نمي توانيد در طول روز از كودك خود مراقبت كنيد، يا اينكه به يك پرستار بچه نياز داريد، پيدا كردن يك گزينه مناسب و با كيفيت براي نگهداري از كودك، عامل بسيار مهمي براي رشد سالم و مناسب كودك است. شما بايد كسي را پيدا كنيد كه زماني كه شما نمي توانيد از كودك مراقبت كنيد، همه موارد فوق را رعايت كند. گزينه مورد نظر شما (پرستار كودك، يكي از اقوام يا مهدكودكهاي روزانه) بايد در اين زمينه باتجربه بوده، با مهرباني و لطافت از كودك مراقبت كرده و معتبر نيز باشد. ابراز علاقه واقعي به كودك و داشتن انرژي كافي براي كمك به كودك در جهت رشد و پيشرفت نيز بايد جزو ملاكهايي باشد كه مد نظر قرار مي دهيد. [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 7:43 ] [ نعیم ]
هيچكس نمي داند كه آيا محيط و طبع انسان سبب تفاوت در رفتار او نسبت به پسران و دختران مي گردد و يا روش تربيت او. اما تحقيقات نشان دادهاند كه والدين مي توانند نقش بسيار مهمي را در كمك و حمايت كودكانشان در جهت يافتن روش هايي سالم و مفيد براي مقابله و روبه رو شدن با تعصبات مربوط به جنسيت ايفا نمايند. اولين قدم براي دستيابي به اين امر مهم آگاهي از نيازهاي كودكان مي باشد.
آنچه دختــــر كوچكتــــان نياز دارد اعتمــــاد به نفس : سعي كنيد همواره كودكتان را تشويق و ترغيب نماييد تا خصوصياتي را كه شما از او انتظار داريد، در خود پرورش دهد. براي مثال ممكن است به او بگوييد : من مطمئنم تو آنقدر شجاع هستي كه بتواني پلهها را يكي يكي بالا بروي. بگذاريد او خود را بشناسد و بداند كه شما كاملا به توانايي هايش اعتماد داريد. به او اعتماد دهيد كه با نشاط، سرشار از انرژي و همچنين با لياقت است.
خـــودكفايــــــي : بگذاريد فرزندتان احساس نمايد كه فردي با لياقت و قابل است و آنچه را كه قادر است اجرا نمايد. براي مثال ليوان آب ميوه را در دستانش بگيرد و بنوشد.موهاي خود را شانه كند و بدون كمك شما ياديگران خانه اي بسازد. مي توانيد در مواردي او را راهنمايي كنيد. مي توانيد به او بگوييد: براي نگه داشتن قطعات خانه سازي بر روي يكديگر و ساختن خانه، بهتر است اين كار را انجام دهي... و يا به او يادآوري كنيد كه براي آن كه قدش به شير آب برسد مي تواند صندلي كوچكي را زير پاهايش بگذارد، اما بگذاريد كه او شخصاً امور خود را انجام دهد.
ارتبـــاطات و هماهنگـــــــي خاص: براي او اسباب بازيهاي گوناگوني نظير انواع ماشينهاي بازي و اتومبيلهاي متفاوت، قطعات خانه سازي، وسايل گل بازي، انواع توپهاو وسايلي كه بتواند براند و يا از آنها بالا برود، تهيه نماييد.
آمادگـــــي جسمانــــي : با او بازي كنيد و او را به فعاليت وا داريد. همراه با او مسيري را به صورت سينه خيز طي كنيد، به دنبال هم بدويد و يا كشتي بگيريد. حتي دختر بچه هايي كه براي اجراي ورزش هاي سازمان يافته كوچك هستند از انجام دادن كارهايي نظير بالا رفتن از سطحي شيب دار و سر خوردن از آن، دويدن و پشتك زدن روي سطحي نرم، احساس هيجان و لذت فراوان مي نمايند.
قـــدرت تصميــــم گيـــري: فرصتهاي گوناگوني را در انجامكاري خاص به دختر كوچكتان پيشنهاد دهيد و او را ترغيب نماييد تا خود تصميم گيري نمايد. اگر هنوز فرزندتان نوپاست، بگذاريد او ليوان يا بشقابي را كه مي خواهد در آن آب يا غذا بخورد، خودش انتخاب كند و يا اگر كودكتان مي خواهد با يكي از دوستانش بازي كند، بگذاريد او خود از ميان دوستانش يك نفر را انتخاب كند.
كنجكــــــاوي : فرصتهايي را براي او مهيا كنيد تا بتواند در محيط اطراف خود سياحت و كاوش نمايد. زماني كه فرزندتان هنوز نوزاد يا نوپاست منزلتان را براي او كاملاً ايمن نماييد به طوري كه او بتواند آزادانه بدون آن كه خطري تهديدش كند در آن حركت كند. او را به كتابخانه، پارك يا باغ وحش ببريد. هم چنين بهتر است به نقاط مختلف كشورسفر كنيد و او را با مكانهاي جديد آشنا كنيد.
آنچه پســــر كـــــوچكتان نيـــاز دارد محبت ظاهـــــري : پسر كوچولوي شما بيش از دخترتان نياز دارد كه او را در آغوش بگيريد. بنابراين اگر او در حال گريه كردن است، اين كار شما او را بسيار آرام و ساكت مي نمايد. زماني را به بازي كردن با او به ويژه اجراي بازي هاي آرام و بي سر و صدا اختصاص دهيد. همچنان كه پسر كوچكتان بزرگ تر مي شود، به او اجازه دهيد تا بازهم به آغوشتان پناه آورد.
مهــــارتهاي كلامـــــي : همواره با كودكان حتي در دوران نوزادي صحبت كنيد. صداي ملايم شما سبب مي شود او احساس آرامش نمايد. هم چنين حرف زدن با كودكتان، سبب پرورش مهارت هاي كلامي او مي شود.
تـــوجه و احتــــرام به ديگـــران: براي فرزند خود توضيح دهيد كه چگونه اعمال و رفتارش بر ديگران تاثير ميگذارد. تحقيقات نشان مي دهند كه هنگاميكه دختر بچه اي رفتار بدي از خود نشان ميدهد اغلب به او گفته ميشود كه اين كار او شخصي را آزرده است. براي مثال ممكن است گفته شود:" الهام تو با اين كارت نسرين را آزار داده اي." اما بسيار مشاهده شده كه پسر بچهها تنبيه ميشوند زمانيكه آنان به خاطر انجام كار يا رفتار نادرستي تنبيه ميشوند. ناراحتي و عصبانيت خود را بر دانستن اثرات رفتار بد خود بر والدين و همبازيهايشان ترجيح ميدهند.
رفــــع درگيـــــــري ها به صـــورت صلح آميـــز: پسر كوچكتان را با روش هايي سودمند در جهت رفع كشمكشها و درگيريهايش آشنا كيند. ممكن است او در شرايط ناآرامي قرار گرفته باشد، براي مثال همسن و سالانش به او حمله كرده و يا او را كتك زده و در اين حال او نيز مقابله به مثل كرده باشد. برايش شرح دهيد كه آزردن و آسيب رساندن به ديگران، كاري نادرست است. بهتر است روشهاي ديگري را به او آموزش دهيد تا بتواند عصبانيت و ناراحتي خود را از طريق آنها ابراز نمايد.
بيــــان احســـاســــات : پسر كوچولوي خود را تشويق كنيد تا احساساتش را بيان نمايد. حتي از او بخواهيد گريه خود را بروز دهد. اگركودكتان اين پيام رادريافتكندكه احساساتي نظير ناراحتي، اندوه و ... مجاز نمي باشند قطعاً ميآموزد كه چنين احساساتي را حتي در زمان بزرگسالي نيز در خود سركوب نمايد. [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 7:41 ] [ نعیم ]
تقويت تفكر خلاق ما را در تصميم گيري بهتر و حل مسئله كمك مي كند و ما را از بن بستهاي زندگي خارج مي نمايد ، تفكر خلاق نه تنها شخص را قادر مي سازد كه از تجربيات قبلي خود استفاده نمايد و آن را با موفقيتهاي تازه ارتباط دهد. بلكه قادر خواهد بود ارتباط بين چيزهايي كه قبلاً با هم بي ارتباط بوده اند را پيدا كند كه از نظر خود فرد تازه و معنادار مي باشد همچنين مي تواند از روشهاي غير سنتي براي حل مسئله استفاده كند و فراتر از اطلاعات گام بردارد. ويژگيهاي افراد خلاق: 1 ـ افراد خلاق افرادي هستند باهوش بالاتر از متوسط 2 ـ افراد خلاق علاقمند به نوآوري، پيچيدگي و اتخاذ تصميم مستقل هستند. 3 ـ براي افراد خلاق پديدهها و اشياء پيچيده به اشياء و پديدههاي ساده ارجحيت دارد. 4 ـ افراد خلاق مايلاند خود تصميمي مستقل اتخاذ كرده از پيروي و اطاعت از ديگران تا حدي دوري ميكنند. 5 ـ افراد خلاق ميتوانند ميان جنبههاي مختلف پديدهها وحدت ايجاد كنند. 6 ـ ميان افكار مختلف و جنبههاي كلامي و غيركلامي و نيز جنبههاي عيني و ذهني ارتباط و هماهنگي برقرار كنند. 7ـ افراد خلاق ميتوانند از يك پديده جزئي يك قاعده استخراج كرده از يك قاعده يك راه حل جزئي و عيني استنتاج كنند. 8 ـ افراد خلاق ميتوانند ميان تفكر منطقي و تفكر غيرمنطقي يا پديدههاي خيالي و پديدههاي عيني نيز هماهنگي ايجاد كنند. 9 ـ افراد خلاق با انگيزههاي دروني بيشتر سروكاردارند تا با محركهاي بيروني مثل شهرت، پول، مقام و تحسين - افراد خلاق، راه هایی را جست و جو می کنند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده های نو و تازه هدایت کنند.
شرايط ابراز تفكر خلاق : 1-داشتن آزادي در ابراز عقيده : فرد بايد بتواند به راحتي و بدون هيچ اضطراب و ترسي عقايد خود را بيان كند. 2-داشتن اعتماد به دانش و مهارتهاي شخصي : شخص بتواند با تكيه و اعتماد به آموخته هاي خود چيزهاي منحصر به فرد بيافريند ولي نبايد انتظار كشف عجيب و بزرگ را داشته باشد. 3-داشتن فرصت و زمان كافي : محدوديت زماني مي تواند فشاري ايجاد كند كه مانع از تقويت تفكر خلاق شود. چرا كه زمان فقط براي يادگيري اهداف از قبل تعيين شده ، مشخص گرديده است. 4-مهم دانستن اشتباهات : خود اشتباهات نيز مهمند . چرا كه تفكر را به جلو هدايت مي كنند و براي پرورش فكر ، حياتي هستند. 5-كسب موفقيت : بدست آوردن موفقيتهاي جديد باعث يادگيري راههاي تازه شده و به پرورش اعتماد به نفس شخص و بروز احساس توانائي (من مي توانم) كمك مي كند. توصيه هاي عملي به والدين جهت پرورش تفكر خلاق : تقويت تفكر خلاق براي رشد فعلي و آينده كودك و جامعه ضروري است. بنابر اين آموزش و پرورش كودكان ما بايستي به نحوي باشد كه روحيه خلاقيت و نوآوري را در آنها ايجاد نمايد. 1-طرح سوالاتي كه كودك را به حدس زدن و ايجاد تفكر در مورد علل و معلولها تشويق كند : مثلاً وقتي خورشيد به گياه نمي تابد چه اتفاقي مي افتد؟ 2-كمك گرفتن از كودك در يافتن پاسخ سوالات : مثلاً با كودك به جستجوي جواب در بين كتابها بپردازيم. 3-ايجاد زمينه گفتگو و نظر خواهي از كودك در خصوص بعضي تصميمات ساده : مثلاً براي رفتن به خريد از كودك بپرسيم بهتر است با چه وسيله اي (ماشين شخصي ، پياده يا وسيله نقليه عمومي) به آنجا برويم ؟ و دليل جوابش را هم بپرسيم. 4-جدي گرفتن ايده هاي كودكان و عمل كردن توسط خود كودك : به تمام افكار كودك گوش داده و آنها را مهم بدانيم و خود كودك را به عملي كردن افكارش تشويق كنيم. 5-همراه كردن كودك در فعاليتهاي ساده و روزمره: مانند خريد رفتن ، كار در آشپزخانه و يا باغچه و .... 6-طرح بازيها معما گونه براي كودك : بين خلاقيت و بازي ارتباط بسياري وجود دارد. چرا كه در هر دو توانائي نگاه كردن به مساله از راههاي مختلف ، توانائي جستجو در مفاهيم تازه ، توانائي نگاه كردن به مساله از راههاي مختلف ، توانائي جستجو در مفاهيم تازه ، توانائي آفرينش و بازآفريني ، انتخاب و گزينش بين راههاي مختلف ، وجود دارد. 7-استفاده از تشويقهاي كلامي : مثلاً به كودك بگوئيم : چه فكر خوبي ، تو هميشه ايده هاي تازه اي داري و .... 8-ايجاد فرصت كافي براي انديشيدن و پرورش فكر كودك : مثلاً چراغ قوه اي را باز كنيد و بعد با دادن فرصت كافي از كودك بخواهيد كه آن را دو باره به شكل اول در آورد. 9-صحبت از تجارب خود : تجارب بزرگتها براي كودكان آموزنده و مفيد مي باشد. آنها مي توانند با كسب اين تجارب مهارتها و راههاي تازه اي جهت حل مسئله پيدا كنند. 10-آشنا ساختن با خصوصيات فرهنگي و مانوس ساختن كودك با محيط اجتماعي : با ايجاد علاقه و آشنائي كودك نسبت به داستانهاي آموزنده و مراسم خاص و همچنين چگونگي درست كردن انواع صنايع دستي مي توان ضمن آشنايي كودك با فرهنگ و محيط اجتماعي باعث باز شدن فكر و يادگيري بهتر او شد. [ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 9:49 ] [ نعیم ]
ذهن در ادراکات ابتدایی از قبیل احساس مانند آینه منفعل است و حالت پذیرنده دارد و بدون تصرف صور اشیاء را میپذیرد. در این حالت انسان با حیوان مشترک است. پس از این که این ادراکات ابتدایی حاصل شد، ذهن فعال میشود و در این ادراکات تصرف میکند و به وسیله انها معلومات جدیدی کشف میکند. همین کار ذهن را فکر نامیدهاند. فکر یکی از اعمال شگفتانگیز ذهن است. فکر کردن نوعی ازدواج و تناسل در میان اندیشههاست.تفکر نوعی سرمایهگذاری اندیشه است برای تحصیل سود و اضافه کردن بر سرمایه اصلی.[1] حرکت عقل بین معلوم و مجهول را نظر یا فکر مینامند. در مقابل فکر حدس قرار دارد؛ زیرا حدس انتقال دفعی است و در آن حرکتی رخ نمیدهد. فکر همانگونه که در تصورات پدید میآید در تصدیقات نیز اتفاق میافتد. اگر این فکر در تصورات باشد تعریف به وجود میآید و اگر در تصدیقات باشد، استدلال تشکیل میشود. هم در یقینیات فکر صورت میگیرد و هم در ظنون و جهلیات فکر حاصل میشود، فکر در جهلیات؛ مانند: جهان بی نیاز از مؤثر است و هر چیزی که بی نیاز از مؤثر باشد قدیم است پس عالم قدیم است. ذهن انسان برای این که مجهولی را به کمک دانستههای قبلی خود تبدیل به معلوم کند، مراحلی را طی میکند. این مراحل به قدری سریع رخ میدهد که انسان متوجه آنها نمیگردد. این فعالیت فکر ادوار فکر یا مراحل فکر و یا مکانیسم فکر خوانده شده است. این مراحل هم برای تحصیل معلوم تصوری طی میشود و هم برای تحصیل معلوم تصدیقی باید پیموده گردد.
مراحل فکر برخی برای فکر پنج مرحله ذکر کردهاند. از این مراحل دو مورد اول مقدمه فکر هستند و در واقع سه مورد اخری خود فکر میباشند. 1- مواجه شدن با مجهول: پر واضح است کسی که متوجه مجهولی نشده است و با آن برخورد نکرده است به هیچ وجه برای حل آن فکر نخواهد کرد. 2- شناسایی نوع مجهول: اگر پیش از آغاز تفکر نوع مجهول شناسایی نگردد. ذهن در دریای معلومات غرق میشود و امکان بهرهگیری از آنها را نخواهد داشت. باید مشخص گردد که این مجهول مربوط به کدام علم است. و با چه معلوماتی مناسبت دارد. 3- در این مرحله؛ نخستین حرکت عقل و اولین حرکت از حرکات سه گانه به وقوع میپیوندد. در این مرحله عقل از مجهولی که نوع آن را تشخیص داده است به سوی معلوماتی که در ذهن بایگانی است، حرکت مینماید. تا از آنها برای حل مجهولش یاری بخواهد. این حرکت را حرکت «ذاهبه» نامیدهاند. 4- حرکت دایرهوار: مهمترین و سختترین مرحله فکر حرکت عقل بین معلومات برای یافتن معلومات مناسب مجهول و مرتب کردن آنها است. اگر در این مرحله موفق شد به گم شده خویش دست مییابد و نور آگاهی شروع به تابیدن میکند. این مرحله به قدری مهم است که بسیاری در تعریف فکر به همین مرحله بسنده کردهاند. و گفتهاند: فکر مرتب کردن امور معلوم برای رسیدن به مجهول میباشد. 5- حرکت برگشت: آخرین حرکت عقل است که درآن پس از یافتن معلومات مناسب و مرتب کردن آنها به سوی مجهول حرکت میکند و در این جاست که جهل جایش را با علم عوض میکند. البته باید توجه داشت که طبق نظر حکمای اسلامی فکر علت معدٌة برای به دست آوردن علم می باشد نه علت تامه.انسان بالقوه قابلیت کسب آگاهی را دارد، لکن قوه بعید. فکر این قوه را قریب میسازد. بعد خداوند سبحان علم را افاضه میکند. بیان مطلب این است که: در بحث حصول نتیجه از مقدمات قیاس که یکی از اقسام فکر است، سه نظریه معروف در بین دانشمندان اسلامی وجود دارد: 1- تولید: معتزله این عقیده را دارند. میگویند مقدمات علت تامه برای حصول نتیجه میباشد. 2- توافی: این قول مورد پذیرش اشاعره است. اشاعره اصل علیت علیت و معلولیت بین ممکنات را حتی به نحو اعداد و استعداد نیز قبول ندارند. اشعری میگوید که عادت خدا بر این قرار گرفته است که مثلاً آتش بسوزاند و گرنه چایز بود آتش تولید سرما کند. در قیاس و مقدمات آن نیز چنین است، سنت و عادت خدا بر این جریان یافته است که نتیجه پس از کنار هم قرار گرفتن مقدمات از آنها پدید آید و هیچ علیتی حتی به نحو اعدادی نیز بین مقدمات و نتیجه وجود ندارد، بلکه جایز است نتیجه از آن مقدمات تخلف نماید. 3- افاضه: حکمای اسلامی روش میانه را برگزیدهاند و نه مانند معتزله به افراط رفتهاند و نه مانند اشاعره طریق تفریط پیمودهاند. میگویند مقدمات، علت معدٌه برای تولد نتیجه میباشند. هر کجا که حکیم میگوید قیاس یا مقدمات، علت نتیجه است، علت معدٌه را در نظر دارد.[2]
منابع: 1- سبزواری، ملاهادی؛ اللئالی المنتظمة (شرح منظومه)، قم، ناب، چاپ چهارم، 1380، ص 290 2- مظفر، محمدرضا؛ المنطق، قم، اسماعیلیان، 1377، چاپ اول، ص18و19و123-126و 266- 268 3- رازی، قطب الدین محمودبنمحمد؛ شرح الشمسیٌه، تهران، علمیه اسلامیه، ص 10و 11 4- مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج5، تهران، صدرا، 1374، چاپ چهارم، ص 99 5- خوانساری، محمد؛ منطق صوری، تهران، دانشگاه تهران، 1368، ص9
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 9:47 ] [ نعیم ]
۱- آموزش برای شکوفایی
۲- آموزش برای بازی و شادی
۳- آموزش معناگرا و پالایش گر
۴- آموزش برای آگاهی و دانایی
۵- آموزش بدون رقابت
۶- آموزش برای گشایش
۷- آموزش رشد اجتماعی
۸- آموزش برای همکاری و مشارکت
۹- آموزش برای آزادی و دوستی
۱۰- آموزش دوستی با مادر زمین
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 13:41 ] [ نعیم ]
آموزش خلاق کودک محور چیست؟
امروزه در بسيارى از کشورهاى پيشرفته آموزش خلاق کودکمحور به سياست و برنامهى اصلى سامانهى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق کودکمحور بر فلسفهى آموزش مشارکتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوهى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مىشود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مىسازند، تاکيد مىشود. در آموزش و پرورش مشارکتى، ديدگاهها و گرايشهاى يادگيرندگان، سبب مىشود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مىشود. آموزش خلاق کودک محور تراز رغبت کودکان را مهمترين اصل در فرايند يادگيرى مىشناسد. تا زمينههاى مناسب براى رغبت کودکان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى که همه چيز با رغبت کودکان برنامهريزى شود، آموزش به جريانى آرامشدهنده و بالنده تبديل مىشود. در اين وضعيت است که انگيزههاى کودکان براى يادگيرى افزون مىشود. گونهى آموزش خلاق کودک محور، واگرايانه است. در حالى که آموزش و پرورش سنتى، برپايهى همگرايى و يکسان ديدن همهى کودکان برنامهريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر کودک يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايشهاى ويژهى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاقترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسانتر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند. انديشهها و تخيلهاى متفاوت، نقطهى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديدهاى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى کودکان را کشف کنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجستهترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژىهاى نهفتهى کودک و شکفتگى شخصيت اوست. [ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 13:16 ] [ نعیم ]
قصه تصمیم زهرا زهرا کم کم داشت به آرزویش میرسید. چه آرزویی بچهها؟ بله، خرید یک چکمه قرمز قشنگ؛ آن هم با پولهایی که خودش از مدتی قبل جمع کرده بود آخر بچهها آن موقعها که شما هنوز به دنیا نیومده بودید منهم هم هم سن و سال شما ها بودم، کشور عراق به ایران حمله کرده بود و مردم در حال دفاع از کشور عزیزمون بودند و درآمد خیلی از پدرها هم کم بود. اون موقعها خیلی از کوچولوهای قشنگی مثل شما کارهای بزرگ و خوب انجام میدادند و سعی میکردند توی کارهای خونه و کسب درآمد خونه به پدر و مادرشون کمک کنن و همیشه درست مثل یه آدم بزرگ تصمیم بگیرن. بله بچههای خوب جونم براتون بگه که زهرا پول تو جیبی اون روزش رو هم قبل از رفتن به مدرسه انداخت توی قلک سفالیش و مثل همیشه با دو دست بلند کرد کنار گوشش تکون داد. قلک از بس پر و سنگین شده بود دیگه صدای سکههایش درنمیومد زهرا قلکشوکنار تختش گذاشت وخندان و شاد به مدرسه رفت. توی راه به این فکر میکردکه چقدر پول توی قلکش جمع شده آیا میتونه چکمه قرمز دل خواهشو بخره یا نه از وسط بازار که رد شد جلوی کفش فروشی ایستاد و از پشت شیشه مغازه لبخندی به چکمه زد.یه نگاه هم به کفشهای خودش انداخت. بعد هم دوید به طرف مدرسه. زهرا احساس خوبی داشت انگار اون روز زودتر از همیشه زنگ خونه به صدا در اومد و مدرسه تموم شد. زهرا هم وسایلشو توی کیف گذاشتو خوشحال و شاد، لی لی کنان به طرف خونه رفت البته با خوندن یه شعر قشنگ ( عروسک قشنگ من........... ) تا اینکه به خیابون رسید یه خیابون بزرگ کنار یه چهارراه بزرگ پس دو طرفشو نگاه کرد و وقتی مطمئن شد ماشین نمیاد دوید اون طرف خیابون همین که خواست از روی جوی آب بپره توی پیادهرو یه نفر جلوش سبز شد و محکم به اون خورد هر دوشون افتادن. زهرا اولین چیزی که بعد از باز کردن چشماش دید یه لنگه دمپایی کهنه ی پاره پاره بود که یک بندش هم با کش گره خورده بود. زهرا خواست بلند شه که یکدفعه یک دست که بوی خوشی هم میداد جلوی صورتش دراز شد. بله بچهها یه دختر گل فروش که داشت گل میفروخت با زهرا برخورد کرده بود. دختر کوچولو زهرا رو از روی زمین بلندکرد، شلوارشو تکوند دمپاییرو پاش کرد و یه شاخه گل نرگس هم به زهرا داد و رفت. زهرا با گرفتن گل، درد زانوش یادش رفت و تا رسیدن به خونه به اون دختر فکر میکرد و یاد دمپاییهای کهنه او دختر میافتاد زهرا تو خونه که رسید شاخه گل نرگسرو توی یک لیوان آب گذاشت و یک بار دیگه گل نرگسو بو کرد. به به چه بوی خوبی بچهها! خوب شما هم بوکنید به به! چه بوی خوبی مگه نه؟ بله بچهها بوی گل نرگس تمام اتاق زهرا روپر کرد. شب که شد زهرا دوباره سراغ قلکش رفت و شروع کرد با قلکش حرف زدن. قلک قشنگم ببین چقدر تورو بزرگت کردم چقدر تورو توپولی کردم فردا باید برای زهرا سنگ تموم بزاری و نشون بدی که چقدر منو دوست داری فردا قراره دایی رضا تورو بشکنه و از دست این همه پول راحت بشی منم به آرزوم میرسم. از اینکه این همه وقت پولای منو تحمل کردی ممنونم بعد هم قلکشو بوسید و گذاشت زیر تخت خوابش. روز بعد دایی رضا قلکو شکوند وپولها رو داد به زهرا. زهرا هم خوشحال پولها رو به مادرش نشون داد. مادر زهرا هم خیلی خوشحال شد و به اون آفرین گفت. اون روز بابای زهرا هم به زهرا آفرین گفت و قرار شد زهرا با دایی رضا برن و چکمههای قرمز رو بخرن. عصر که شد زهرا سوار ماشین دایی رضا شد و رفتن مغازه کفش فروشی. به چهار راه که رسیدن زهرا دوباره گوشه خیابون دختر گل فروشو دید ، باهمون گلهای نرگس و با همون دمپاییهای پاره. زهرا یه نگاه به کفشاش انداخت خیلی از دمپاییهای پاره دختر گلفروش نوتر و سالمتر بودن یه تصمیم گرفت اگه گفتین چه تصمیمی؟ حدس زدین آره؟ درسته آفرین به شما زهرا تصمیم گرفت (یکی از بچهها با صدای بلند بگه) بله اون تصمیم گرفت وقتی چکمههای قرمزو خرید کفشهای خودشو که هنوز قابل استفاده بودن به دختر گل فروش هدیه کنه. پشت چراغ قرمز دایی رضا رادیوی ماشینشو روشن کرد. بعد از یکم خش و خش یه آهنگ آروم و قشنگ از رادیو شنیده شد بعد از اون صدای یه خانوم شنیده شد که داشت قصه میگفت قصه به اینجا رسیده بود: زنان و دختران شهر مدینه به دور حضرت فاطمه زهرا (س) جمع شده بودند آخه اون شب، شب عروسی ایشون با حضرت علی بود هنگامی که با اذن پیامبر حضرت زهرا آماده ی رفتن به خانه علی شد ناگهان خدمتکاران خبر آوردند که زنی نیازمند تقاضای ملاقات با دختر پیامبر رو داره. حضرت، زن را به حضور پذیرفت و زن نیازمند با اندوهی فراوان رو به ایشان کرد و گفت : ای دختر پیامبر می دونم که امشب شبی عروسی توست اما زندگی عرصه رو به من سخت کرده و نیازمند یاری شما هم. حضرت فاطمه با مهربانی رو به زن کرد و گفت: چه کاری از دست من ساخته است؟ زن نیازمند به حضرت گفت لباس کهنه دختر پیامبر را می خواهم تا با آن تن خود را بپوشانم. حضرت زهرا به یاد این کلام خداوند افتاد که هرگز به رستگاری نخواهید رسید مگر از آنچه که دوست دارید بخشش کنید . حضرت رو به به زن نیازمند کرد و گفت: اندکی صبر کن و بعد در حالیکه پیراهن قدیمی اش را بر تن داشت لباس عروسیشو که بهترین لباسش بود به اون زن نیازمند داد و خودش با لباس کهنه به خونه بخت میره... زهرا از دایی رضا پرسید دایی خونه بخت کجاست؟ دایی جواب می ده : هی ی ی ی دایی! خونهای بخت اونجائیکه که خیلی از جونها آرزوشو دارند و آدم آرزوهای واقعیشو اونجا از خدا میخواد. زهرا هم بعد از شنیدن این حرف به فکر فرو میره... یک ساعت بعد زنگ در خونه زده میشه مامان زهرا با هیجان به طرف در میره بابا هم از پنجره منتظره زهرا کوچولوش که با چکمههای قشنگ وارد بشه در باز میشه اما! بله آفرین به شما زهرای ما با یک آرزوی بزرگ و واقعی وارد خونه میشه با همون کفشهای قدیمی... نویسنده : نعیم اسدی [ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 8:5 ] [ نعیم ]
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانینوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا میکنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود میآورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر میسازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه میکند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزونتر را موجب میشوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گستردهتر اجتماع با کاربست شیوهها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالمتری را برای وی رقم میزند.نیازهای زیستی دوره نوجوانیرشد جسمی ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. به دنبال رشد قد ، وزن ، رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیهای وی تحتالشعاع قرار میگیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر و پسر متفاوت میشود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمیتواند یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از طریق چربیها و 60 درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است.در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا میکند. حتی با یک فعالیت طبیعی مصرف کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای سنگین انجام میدهد، خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد معدنی به علت بالا رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا میکند. عدم ارضا نیازهای تغذیهای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی میتواند به بار آورد. مقاومت این نوجوان در برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای سنگین را ندارد و دختران به هنگامی که زن جوانی شده و باردار میشوند، شرائط بارداری را به سختی تحمل میکنند. نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی
نیازهای اجتماعی نوجوانتمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژهای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی میتواند به بار آورد. [ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 7:58 ] [ نعیم ]
دوست روحانی ام دست مرا گرفت و مرا به بالکن بزرگ نیم دایره برد و گفت دلم گرفته . نمی دانم چکار کنم . من هم که دلم برای بی بی پیرم تنگ شده بود گفتم . من هم دلتنگم دلتنگ انسانی واقعی انسانی که می دانم بهشت منتظر دیدن دستهای زحمت کش اوست .آخر وقت علی تماس گرفت ..... گفت ..... بی بی از سفر برگشته .دیشب سراغت را می گرفت خواست بیاید
چراغ های خانه ات خاموش بود . [ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390 ] [ 14:52 ] [ نعیم ]
بهترین عبادت نزد خداوند
[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 18:31 ] [ نعیم ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||